هر كس چيزي را ميبيند كه آن را در قلب خود حمل مي كند.
" گوته "
خوشهويستم

چوپي فتاح
خوشهويستم چيت ناو بنيم
يا حبيبي شو أسميك؟
عشق من! تو را چي صدات كنم؟
كاتي عهشقت وهك ئاگرهو
إذا كان حبك نارٌ و
آنگاه كه عشقت چو آتشيست
ههمو ساتي ئهسوتيني دلي بي جيم
دوماً يحترق قلبي الحيران
هميشه دل سرگردانم را ميسوزاند
ريبواريكي ماندو و نهناس ويل و تهنيام
أنا مسافرٌ متعب، غريب ، حيران و وحيد
من مسافري خسته، غريب، سرگردان و تنهايم
بو كوي ئهروي به شوينتا ديم
إلي أين ترحل أتابعك
هركجا بروي دنبالت ميآيم
گهر وون بي ليم ئهدروشم پيت
إن تغيب عني أتنوّر عليك
اگه ازم گم بشي بر تو خواهم درخشيد
وهك پهروانه به شوينتا ئهگهريم
كالفراشة أبحث عنك
مثل پروانه دنبالت ميگردم
به شهوانيش وهك خهرمانه دهوري مانگي گونهت ئهدهم
في الليالي أدور كهآلة حول قمر وجهك
شبها مثل خرمن ماه دور صورتت ميگردم
وهكو كاروانچييهكي ويل بهرهو لات ديم
مثل ركبٍ حيران آتي اليك
مثل كاروانچيي سرگردان به طرفت ميآيم
ههواگهي من چاوهكانته كاتي هاتم
عيونك مَصيَفي، إذا أتيت
چشمانت كوچگاه و ييلاق من است، هرگاه آمدم
مهپرسه ليم من چيم و كيم
لا تسألني ما و من أنا؟
ازم مپرس من چي و كيم
بهلي گولم به تهنيا تو چاوهكانت
إي يا وردي ، عيونك أنت
آري اي گل من تنها تو چشمانت
بو من بوته ههوارگهو جي
اصبحت مَصيَفي و مطرحي
ييلاق و جايگاه من گشته است
كاتي هاتم روماني خوشهويستيمت بو باس ئهكهم
إذا أتيت أتحدث عن قصة حبي لك
اگر آمدم از داستان عشقم برايت حرف خواهم زد
نه روي خوتم لي وهرگيره و نه دهرگاي دلت داخه ليم
إذاً لا تتولي وجهك عني و لا تغلق باب قلبك عليَّ
آنگاه نه رويت را از من برگردان و نه درگاه دلت را بر سر من ببند
ههتا ووتم گوي بگره ليم زمان شكا
متي قلتُ إسمعني! بُهت اللسانُ
هرگاه گفتم به حرفهايم گوش بده زبان قدرت سخن گفتن را از دست داد
مانگ و ئهستيرهش هاتنا تكا
حتي القمر و الشمس و النجوم جاءوا تلتمسونك
حتي ماه و خورشيد و ستارهها هم آمدهاند و به تو التماس ميكنند
ههتا كهي لهدوات بگهريم بهسه چيتر
إلي متي أبحث عنك كفاك
تا كي دنبالت بگردم بسه كافيه؟!
چاوم بوته گومي خوين و له دواش كهوتن دهست و پيم
أصبحت عيوني مسبحةَ الدم و استرخت يدي و رجلي
چشمانم آبگير خون گشته و دست و پاهايم سست شدهاند
تا كهي تا كوي به شوينتا بيم؟
إلي متي و إلي أين أبحث عنك؟!
تا كي و كجا دنبالت بيام؟!
براي دانلود ترانه هاي عربي از لينك " اغنيات العربية " در همين وبلاگ استفاده كنيد.
يدق الباب
از

يدق الباب اقول هي
صداي زنگ در مياد، ميگم خودشه
دهنگي دهرگا ديت دهليم ئهوه
اقول رجعت خلاص ليّ
ميگم برگشت، ديگه همه چيز برام تموم شد
ده ليم گهراوهتهوه و ههموو شت بو من تهواو بوو
و تخلص غربتي و افرح
و غربتم تموم ميشه و شاد ميشم ( شادي مياد)
و ئاوارهيي من كوتايي ديت و شاد ئهبمهوه
و أخاف من فرحتي افتح
ميترسم از خوشحالي تمام تنم از هم گسسته بشه
دهترسيم له خوشيان گيانم ليك بيتهوه
تكون لعبة ظنون بيّ
نه، اين بازي گمان كه با من ميكنه
نا، ئهوه گالتهي گومانه لهگهلمي دهكا
و تطلع ثاني مش هي
دوباره كه آن تصوير جلوي چشمم ظاهر ميشه، ميبينم كه او نيست
ديسان كه دهر ئهكهوي دهبينم كه ئهو نييه
و ماشي بقول و إيه يمنع
و ميرم و با خودم ميگم چي مانع اين ميشه
دهروم به خوم ئهليم چي ناهيلت
تحن لحبها و ترجع
در مقابل عشق او مهربان بشي و برگردي
له بهرانبهر عيشقي ئهو دا ميهرهباني بكهي و بگهرييهوه
لقيتها جاءي، بتقرب
ديدم كه آمد و نزديك شد
ديتم كه هاتو و نيزيك بووه
و آخرة شوقي مستغرب
و آخر دوست داشتنم احساس عجیبی بود
و كوتايي ئيشقم ههستيکي سه یر بوو!
ذا قلبي داب في دقاته
اين قلب من بود كه غرق در طپشهايش بود
ئهوه دلي من بوو كه له ليداني خوي دا ده تواوه
و آه من شوق و اوقاته
و آه از دست شوق و هنگامه آن
بهلام ئاخ له خوشهويستي و كاتهكاني
تكون لعبة ظنون بيّ
اين بازي گمان كه با من ميكنه
ئهوه گالتهي گومانه لهگهلمي دهكا
و تطلع ثاني مش هي
دوباره كه آن تصوير جلوي چشمم ظاهر ميشه، ميبينم كه او نيست
ديسان كه دهر ئهكهوي دهبينم كه ئهو نييه
ذا خدني الوهم مائة مرّة
و اينچنين گمان مرا صد بار گرفتار كرد و به طرف خود كشاند
و ئهها گومان سهد چهل مني بو لاي خوي كيشا
لكن نفسي و لو مرّ
اما خودم اگر براي يك بار هم شده باشد
بهلام من خوم ئهگهر بو چهليكيش بيت
ما تلعب شي ظنون بيّ
گمان مرا به بازي نگرفته
گومان گالتهيي پي نهكردوم
تطلع بعدها هي
و بعد كه آن تصوير ظاهر ميشه ميبينم كه خودشه..!
و دوايي كه دهر ئهكه وي دهبينم خويهتي

